آیا تا به‌حال نسبت به خود فکر کرده اید که شتابزده قصاوت کرده و نتیجه گیری تان اشتباه بوده است، یا اینکه از سوی دیگران متهم شده‌باشید که استنتاج نادرست داشته و از جمع ۲ در کنار ۲ نتیجه‌ی ۵ به‌دست آورده‌اید؟

دنیای پرسرعت امروز، ما را مدام تحت این فشار می گذارد که سریع و بی‌درنگ واکنش نشان دهیم. اغلبِ ما زمانی برای استدلال دقیق و فکر کردن به حقایق واقعی صرف نمی‌کنیم.

این موضوع نه تنها ما را به نتیجه‌گیری اشتباه سوق می‌دهد، بلکه می‌تواند به اختلاف و تعارض میان افرادی منتهی شود که از امر یکسان برداشت‌های متفاوتی دارند.

مثلاً هنگامی‌که نتیجه‌گیری دیگران را می‌پذیرید یا آن‌را نقد می‌کنید، باید مطمئن شوید که فرضیات آن‌ها و خودتان بر اساس واقعیت است.

برای دستیابی به این امر، “نردبان استنتاج” بهترین ابزاری است که به شما کمک می‌کند تا همیشه در مسیر واقعیت گام بردارید.

نردبان استنتاج برای اولین بار توسط روانشناس سازمانی به نام Chris Argyris مطرح شد، و بعد‌آن بارها برای انجام تحقیقات و بررسی‌های فردی و جمعی مورد‌استفاده قرار گرفت.

نردبان استنتاج چیست؟

نردبان استنتاج توصیف‌کننده فرایند تفکر است که همواره به صورت ناخودآگاه، برای دستیابی به حقایق استفاده می‌شود. مراحل فرایند تفکر را می‌توان به عنوان پله‌های یک نردبان در نظر گرفت، همان‌طور که در شکل زیر می‌بینیم:

از پایین نردبان که شروع کنیم ابتدا با وقایع و حقایق مواجه می‌شویم.

آن وقایع را به‌صورت گزینشی بر مبنای عقاید و تجارب قبلی خود درک می‌کنیم.

مفهوم آن‌ها را برای خود تفسیر می‌کنیم.

پیش‌فرض‌های خود را اعمال می‌کنیم، گاهی بدون این که خودمان متوجه شویم.

بر اساس پیش‌فرض‌ها و حقایق تفسیر شده نتیجه‌گیری می‌کنیم.

باورهای‌مان را بر اساس این نتیجه‌گیری‌ها توسعه می‌دهیم.

عملی را که به نظر صحیح است انجام می‌دهیم چرا‌که با باورمان مطابقت دارد.

روش استفاده از نردبان استنتاج

بهره‌گیری از فرایند استدلال گام‌به‌گام، هنگام عمل کردن یا انتقاد؛ این روش می‌تواند از بروز جبهه‌گیری‌های بی‌مورد و سوء جلوگیری کند.

نکته ۱

در صورتی‌که یکی از سؤالات زیر ذهنتان را مشغول کرده استفاده از این مدل ممکن است سودمند باشد:

آیا این نتیجه‌گیری صحیح است؟

چرا من در حال ساختن این فرضیات هستم؟

چرا فکر می‌کنم انجام این کار صحیح است؟

آیا نتیجه‌گیری من کاملاً بر اساس حقایق بوده است؟

چرا دیگری شبیه من فکر نمی کند؟

با استفاده از مراحل زیر، فرایند تفکر خود را از طریق نردبان استنتاج به چالش بکشید:

  1. ایست! حالا وقت آن است که استدلالتان را بسنجید.
  2. تشخیص دهید که در کدام یک از پله‌های نردبان هستید.

آیا در حال انتخاب میان شواهد و حقایق هستید؟ درحال تفسیر آن هستید؟ یا آزمایش فرضیات؟ با نتیجه گیری می کنید؟ یا تصمیم گیری بر اساس دلایل؟

  1. در هر مرحله، این سؤال را از خودتان بپرسید چه تصوری دارید و چرا. در هر مرحله ممکن است به این نتیجه برسید که بایداستدلال خود را اصلاح کنید.

سؤالات زیر در این زمینه (یعنی حرکت از بالا به پایین نردبان) کمک خواهد کرد:

دلیل انتخاب این اقدامات از جانب من چیست؟

آیا اقدامات دیگری وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند؟

کدام باور منجر به این اقدام من شده است؟

آیا این آن باور من مبنای محکمی دارد؟

چرا این‌گونه نتیجه‌گیری کرده‌ام؟

آیا نتیجه گیری من منطقی است؟

فرضیات من کدام‌اند و چرا این‌گونه فرض کرده‌ام؟

آیا فرضیاتم معتبر هستند؟

کدام داده‌ها را مورد استفاده قرار داده‌ام و دلیل انتخاب آن‌ها چیست؟

حقایقی که باید مورد استفاده قرار دهم کدام‌اند؟

آیا موارد دیگری وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند؟

نکته ۲

هنگام حرکت در فرایند استدلال، مراقب پرش از مرحله ها باشید! مراحل را به ترتیب بگذارنید. در غیر این صورت نشان می دهد که شما تمایل دارید موقعیت را ساده‌سازی کنید، یا فقط بخشی از داده‌ها را درنظر یگیرید.

نکته ۳

سعی کنید استدلال خود را برای یک نفر توضیح دهید. این کار به شما در تشخیص صحت استدلال یاری می‌کند.

اگر در حال انتقاد از نتیجه‌گیری دیگران هستید، باید بتوانید استدلال خود به شیوه‌ای برای فرد توضیح دهید که به یک نتیجه‌گیری مشترک دست پیدا کنید و از تعارض بپرهیزید.

مثلاٌ، مسئول بخش فروش بعد از بررسی آمار فروش در می یابد میزان فروش در یک ناحیه با مسئولیت آقایX پایین است. یعنی عملکرد مناسبی نداشته و باید اخراج شود!

ممکن است همه موافق باشند مسئول فروش احتمالاً شتابزده نتیجه‌گیری کرده است. حال ببینیم چگونه می‌توان نردبان استنتاج را در این مورد به کار برد.

آمار فروش آخرین ماه (واقعیت) محاسبه شده است و مسئول فروش بلافاصله روی ناحیه تحت پوشش مذکور متمرکز می‌شود (واقعیت انتخابی). باز هم فروش در ماه‌های گذشته پایین است (واقعیت تفسیر شده). مسئول فروش فرض می‌کند کاهش فروش تنها به عملکرد کارمند آن ناحیه مربوط می‌شود (فرض) و نتیجه می‌گیرد او خوب عمل نکرده است (نتیجه‌گیری)؛ بنابراین این باور در ذهن او شکل می‌گیرد که وی شایسته این کار نیست (باور). او احساس می‌کند اخراج بهترین گزینه است (عمل).

حال با استفاده از نردبان استنتاج فرایند فکر کردن مدیر فروش را دچار چالش می‌کنیم:

مسئول فروش با این پیش فرض به سراغ آمارهای فروش آمد که آقای x، کارمند فروش جدید، نمی‌تواند به خوبیِ افراد قدیمی عمل کند. او روی ناحیه تحت‌پوشش او متمرکز شد و حقایقی را انتخاب کرد که مؤید چیزی بودند که او از قبل به آن باور داشت.

هرچند آمارها در ناحیه تحت‌پوشش مذکور پایین است، اما در مقایسه با نواحی دیگر افت آن کمتر بوده است. چه‌بسا کارمند جدید مسئول فروش فوق‌العاده‌ای است، اما او و همکارانش با تأخیر در عرضه محصولات جدید و تمام شدن محصولات قدیمی مواجه بوده‌اند.

به محض این که مسئول فروش فرضیاتش را تغییر دهد، در می‌یابد واقعیت چیز دیگری است. بدین‌ترتیب می‌توان از موقعیت‌هایی که ما قصد داریم آنها را به تمامی نقد کرده و کنار بگذاریم نیز تجارب تازه‌ای کسب کنیم.


برگرفته شده از:

The Ladder of InferenceAvoiding “Jumping to Conclusions”     http://www.mindtools.com


دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *