به نظرتان خلاقیت کمی دارید؟ برایتان سخت است که به ایده‌‌هایی برسید که بقیه تا کنون به فکرشان هم خطور نکرده؟ تنها یک راه دارید: ایده‌ های بقیه را تخسیر کنید، و طوری آن‌ها را کنار هم قرار دهید که فقط خودتان قادر به انجام آن باشید. بدین ترتیب ایده را برای خودتان بکنید.

این اعتقاد وجود دارد که در دنیا هیچ‌چیز کاملاً جدید نیست، بلکه تلفیقی دوباره از ایده‌های قبلی یا موجود است. در حقیقت چیزی که جدید است شیوه تلفیق و کنار هم قرارگرفتن آن ایده‌‌هاست و این نکته‌ایست که چیزها را نو و خاص می‌کند. البته پر واضح است که ما در مورد سرقتی که شما را به زندان بیندازد یا اعتبار شما را زیر سؤال ببرد صحبت نمی‌کنیم. بلکه به بیان دیگر، دیدن چیزها و گفتن این جمله است که: «من آن را دوست دارم و می‌خواهم از آن استفاده کنم. ولی با این تفاوت که می‌خواهم آن‌ها را این‌طوری کنار هم بگذارم و بدین شکل این کار را انجام خواهم داد نه همان صورت قبلی.

بنا به قول جیم جارموش کارگردان آمریکایی: “هیچ‌چیز اصالت ندارد. از هر کجا  که قوه تجسم یا خیال شما را به کار می اندازد ایده‌ها را بقاپید. فیلم‌های قدیمی، فیلم‌های جدید، موزیک، کتاب،  نقاشی، عکس، شعر، رویا، مکالمات تصادفی، بناها، علائم شهری، درخت‌ها، ابرها، نور و سایه‌ها می‌توانند الهام‌دهنده باشند. فقط چیزهایی را جهت دزدیدن پیدا کنید که مستقیماً روی روح و ذهن شما تاثیر می‌گذارد. اگر این کار را انجام دهید، کارتان (و سرقت‌تان!) اصالت می‌گیرد. ارزش اصالت قابل‌محاسبه نیست. و از این‌که قاپیدن خود را پنهان کنید نهراسید. در حقیقت لازم است آن را جشن بگیرید. ژان‌لوک گدار می‌گوید: موضوع این نیست که ایده‌ها را ازکجا می‌آورید، بلکه اصل قضیه این است که آن‌ها را به کجا می‌برید.”

استیو جابز در یک مصاحبه، در مورد چیزی صحبت می‌کند که همه ما به‌نظر آن را دست‌کم می‌گیریم: درگیری با کارها، افکار و زمینه‌های کاملاً مختلف برای رسیدن به نتایج کاملاً متفاوت در مورد یک چالش. اغلب به نگرش‌های قبلی‌مان بر‌می‌گردیم و به افرادی که در این زمینه‌ها اطلاعات کافی دارند و متخصصین کارهای مختلف رجوع می‌کنیم. ولی بیشتر اوقات آن‌ها در حوزه تخصصی خودشان آن قدر فرو رفته‌اند که فقط به بدیهیات می‌اندیشند، و اصلاً به چیزی فراتر از آن فکر هم نمی‌کنند.

متخصصین معمولاً آن قدر در مورد یک موضوع اطلاعات دارند که دیگر نمی‌توانند تفکر خلاقانه باز داشته باشند. بنابراین وقتی شما غیر‌متخصصین را وارد کار می‌کنید و از آن‌ها و فرآیندهای فکری و تخصص کاملاً غیر‌مرتبط آن‌ها ایده می‌قاپید، معجزه اصلی اتفاق می‌افتد. تفکر متعالی معمولاً در مرزها و حواشی فعالیت اصلی‌ای که در حال انجام است اتفاق می‌افتد.

از صنعت تخصصی خودتان فاصله بگیرید، کمی قدم بزنید تا به جای دیگری، جایی که اصلاً انتظارش را نداشته‌اید برسید. از ایده‌هایی که باعث شوند روال روزانه خود را مورد بازنگری قرار دهید الهام بگیرید. آن‌ها را با هم ترکیب کنید و از این‌که تفکر تازه چطور ذهنتان را تسخیر می‌کند متعجب شوید.

برای یک روز هم که شده در نقش یک هنرمند بوده و از این جمله پیکاسو استفاده کنید که می‌گوید:

“هنرمندان خوب کپی می‌کنند. ولی هنرمندان عالی سرقت می‌کنند!”


برگرفته شده از: وب سایت وب برندینگ ، Three Reasons to Steal, Not Copy. Here’s How and Why


دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *