تاثیر لباس بر روی کار
آیا نوع پوشش ما در شغل ما اثر می‌گذارد؟
۱۱ مهر, ۱۳۹۴
طرح کسب و کار
۱۰ نکته ضروری در طرح کسب و کار (business plan)
۱۳ مهر, ۱۳۹۴
نمایش همه

چگونه می توان هدف خود را در زندگی پیدا کرد!

اولویت بندی اهداف

مرحله اول: ارزیابی علایق

۱. یک دفترچه اهداف تهیه کنید.

یادداشت‌های روزانه یک روش موثر برای ایجاد هر تغییری در زندگی و دیدگاه‌تان است. یک دفترچه یادداشت مخصوص برای نوشتن و بررسی افکار و علایق و سرگرمیها و اهدافتان در زندگی داشته باشید.

نگران این نباشید که از دید سایرین چه‌طور نویسنده‌ای به نظر می‌رسید؛ این دفترچه فقط برای خودتان است و قرار نیست فرد دیگری آن را بخواند! مهم این است که با خود کاملاً صادق و روراست باشید، اینکه نویسنده خوبی هستید یا نه اهمیتی ندارد.

۲. پاسخی برای سوالات مهم زیر داشته باشید

برای ارزیابی اهدافتان در زندگی مهم است که علایق‌، کارهایی که در حال حاضر انجام می‌دهید و کارهایی که لازم است برای ایجاد تغییر در زندگی‌تان در آینده انجام بدهید را ارزیابی کنید تا بتوانید زندگی هدفمندی داشته باشید. این‌ها برخی از سوالات قابل توجهی‌اند که باید از خود بپرسید و پاسخ آنرا در دفترچه خود نگه‌دارید:

چه زمانی شادترین دوران زندگی‌تان بوده است؟

چه زمانی واقعاً به خودتان افتخار کرده‌اید؟

چه خصوصیاتی از آدم‌های اطرافتان را تحسین می‌کنید؟

چه چیزی شما را سرزنده و شاداب می‌کند؟

در زندگی روزمره خود چقدر احساس خوشحالی می‌کنید؟

چه تغییری می‌تواند زندگی‌ شما را شادتر کند؟

چه “باید”هایی به “دلخواه“هایتان برتری دارد؟

اگر بتوانید یک چیز را در دنیا تغییر بدهید، چه چیزی را تغییر می‌دهید؟

اگر تنها برای یک هفته زنده می‌ماندید، آن یک هفته را چه‌طور می‌گذراندید؟

۳. فهرستی از کارهای مورد علاقه خود تهیه کنید.

کارهایی که دوست دارید وقت خود را با آن‌ها بگذرانید بنویسید. این کارها می‌تواند شامل شغل‌، امور شخصی و یا زندگی خانوادگی‌تان باشد. هم‌چنین، این لیست باید شامل کارهایی باشد که شما را خوشحال می‌کند و شما واقعاً از انجام آنها لذت می‌برید؛ مثل کارهایی که برای انجام آنها حقوق یا دستمزدی دریافت نمی‌کنید و در عین حال در حین انجام دادن، گذر زمان را احساس نمی‌کنید.

۴. عاشق چه چیزهایی هستید؟ لیستی از آنها تهیه کنید!

افراد و کارهایی که واقعاً عاشقانه به آنها علاقه دارید اهمیت زیادی در کیفیت زندگی و وقت شما دارند. دانستن این که چه چیزها و چه کسانی را قلباً دوست دارید می‌تواند به شما کمک کند تا روی آنها تمرکز کنید و اهدافتان را بر این اساس پیش ببرید. تمرکز روی موضوعاتی که قلباً به آن‌ها علاقه دارید، نه آن مواردی که برای ارزش‌دهی به آن‌ها باید به‌دنبال دلیل بگردید، می‌تواند شما را به هدف و علاقه اصلیتان در زندگی نزدیک کند.

اگر اولویت اول زندگی‌ شما، یا همان موضوعی که قلباً به آن علاقه دارید، خانواده باشد، اگر کاری که انجام می‌دهید یک کار تمام‌وقتی باشد که کل وقتتان را به خود اختصاص می‌دهد و در نتیجه زمان کمی برای حضور در کنار خانواده باشید قطعاً خوشحال نخواهید بود.

کاری که انتخاب می‌کنید باید در راستای علایق و دوست‌داشته‌های شما باشد و الا دیر یا زود از آن کار خسته و دلزده می‌شوید.

۵. خوشی‌های زندگی خود را پیدا کنید!

این قضیه کمی به علایق و احساساتتان نزدیک است اما فهمیدن این که از چه چیزی لذت می‌برید کمی دقت بیشتری می‌خواهد. برای این که بفهمید چه چیزی برای شما لذت‌بخش است به این فکر کنید که چه زمانی احساس خوشبختی مطلق می‌کنید. به یاد بیاورید که آخرین باری که از فرط خنده دل‌درد گرفتید یا ان‌قدر خندیدید که گونه‌هایتان سرخ شد چه زمانی بود؟

فکرکردن به این‌که کدام بازی در بچگی برایتان خیلی لذت‌بخش بود می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند. بازی شبیه به آن‌را که همان لذت کودکی را در شما به‌وجود می‌آورد انجام دهید.

۶. از روش برنامه‌ریزی عقب‌گرد استفاده کنید.

خودتان را در نود سالگی تصور کنید و به گذشته‌ فکر کنید، و از این‌که زندگی پرمعنا و سرشار از لذت داشته‌اید کاملاً راضی و خشنود هستید. فکر کنید که مشخصه‌های برجسته این زندگی چه بوده است، سپس در زمان حرکت کنید و پیش‌بینی کنید در هر دهه از زندگی‌تان نیازمند انجام چه کارهایی هستید تا زندگی که برای خود متصور هستید را داشته باشید.

مثلآً خود را در نود سالگی می‌بینید در حالی‌که نوه‌هایتان پیش شما هستند، پس از سال‌ها کار مفید برای جامعه با خوشحالی بازنشسته شده‌اید، در منزل شخصی خود زندگی می‌کنید و چندین زمین دارید. این آینده‌نگری نشان می‌دهد که شما به داشتن خانواده علاقمند هستید، شغلی را دوست دارید که در آن به دیگران یاری برسانید، و این که مایلید مستقل باشید و در یک فضای غیرشهری زندگی کنید.

برنامه عقب‌گردتان به شما کمک می‌کند تا بدانید که باید در حول و حوش بیست و هشت سالگی برای بچه‌دارشدن آماده شوید، برای داشتن شغلی اجتماعی از بیست و پنج سالگی تلاش کنید و باید همیشه به سلامتی‌تان اهمیت بدهید تا بتوانید در دوران پیری مستقل زندگی کنید.

مرحله دوم: فاصله‌گرفتن از خود

۱. اهداف انسانی را معین کنید.

این مبحثی چالش برانگیز است و شاید زمان بیشتری ببرد تا به پاسخ آن برسید. اما اگر بتوانید اهداف انسانی را برای خودتان تعیین کنید، می توانید آن را در زندگی شخصی خود نیز به کار ببرید.

مثلاً، ممکن است شما بگویید یکی از اهداف انسانی برای شما این است که با کمک یکدیگر به سعادتمندی دنیا اهتمام بورزیم. در این صورت هدف شخص شما این خواهدبود که به اطرافیان خود کمک کنید تا موفق شوند و با توجه به این هدف می‌توانید تعیین کنید که چه اقداماتی باید انجام بدهید تا در این مسیر پیش بروید.

۲. افرادی را که برای شما الهام‌بخش هستند پیدا کنید.

به افرادی فکر کنید که آنها را الهام‌بخش می‌دانید؛ چه از بین رهبران صاحب‌نام کشورهای دنیا، شخصیت‌های تاریخی و یا حتی افرادی در زندگی شخصی خودتان. به این فکر کنید که چرا این افراد برایتان منبع الهام و هدف هستند، خصیصه‌های اخلاقی‌ یا اعمال مشخصی که انجام می‌دهند و شما به آن‌ علاقه دارید را پیدا کنید و آن‌ها را الگوی خود قرار دهید.

ممکن است مایل باشید لیستی از این افراد و مشخصه‌هایشان را در دفترچه خود داشته باشید. به یاد داشته باشید که نیازی نیست تمام ویژگی‌های یک فرد را تقلید کنید و مدام او را تحسین کنید، زیرا شما تنها برخی از ویژگی‌های منحصر به‌فرد آنها را سرلوحه خود قرار می‌دهید تا آن خصوصیات را در خود بپرورانید.

۳. از حباب‌تان بیرون بیایید.

بیرون آمدن از حباب و یا نقطه امنی که در آن هستید به این معناست که چشم‌انداز وسیع‌تری نسبت به دنیا و انسان‌های دیگر داشته‌باشید. ما معمولاً در زندگی روزمره افراد خود محوری هستیم، اما ترک حبابتان به شما این امکان را می‌دهد تا دنیای بزرگ اطرافتان را هم ببینید. با فهم بیشتر دنیا می‌توانید جایگاه خود را از بیرون بنگرید و اهداف و علایقتان را بهتر ارزیابی کنید.

زمانی که درک بیشتر و دید وسیع‌تری نسبت به افراد دور و برتان دارید بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید که چه رفتاری با سایرین داشته‌باشید. برای خود مشخص کنید که دوست دارید افرادی که با آنها در رابطه هستید چه تصویری از شما داشته‌باشند، سپس تلاش کنید که به همان فردی که مدنظرتان است تبدیل بشوید.

۴. نقاط قوت خود را از دوستانتان بپرسید.

اگر در ارزیابی خود دچار مشکل هستید و یا اگر احتیاج به نظر دومی هم دارید از چند نفر از دوستان نزدیکتان بخواهید که نقاط قوت‌تان را به شما بگویند. ممکن است آنها چیزی را در مورد شما بگویند که پیش از آن اطلاع نداشتید.

مثلاً، ممکن است ندانید که برخی کارهای شما، مشوق دوستانتان است و آنها می‌خواهند آن ویژگی شما را الگوی خود قرار بدهند. ممکن است دوستی به شما بگوید: “من فکر می‌کنم تو در برنامه‌ریزی و اجرای کارها خیلی سریع هستی و منتظر نمی‌مانی تا شخص دیگری بخواهد آن را اجرا کند.” شما می توانید این ویژگی را در اهدافتان به کار بگیرید.

۵. مطلق‌گرا نباشید.

بسیاری معتقدند که هدف، کارها و یا علایق‌شان باید تنها محدود به یک موضوع باشد. اما گاهی اوقات ترکیب احساسات ما با برخی از علایقی که داریم می‌تواند باعث رضایت خاطر ما بشود. شناخت هدف مورد نظرتان (اگر تصمیم بگیرید که فقط یک هدف مشخص داشته باشید) می‌تواند شامل موارد متعددی شود و انعطاف بیشتری به برنامه‌ریزی شما در رسیدن به آن هدف بدهد.

مثلاً اگر هدف شما در زندگی شادکردن خودتان و دیگران است، ممکن است اهدافی جزئی‌تر از جمله “رضایت در کار، صبوری با خانواده، شادکردن فرزندان و همدلی با دوستان” نیز داشته باشید. مجموعه این کارها شما را به سوی هدف اصلی‌تان هدایت می‌کند.

از مزایای دیگر داشتن اهداف کوچک، برای هدف بزرگ زندگی‌ این است که اگر در یک مورد نتوانید به خوبی پیش بروید، احساس نمی‌کنید که همه چیز اشتباه است و شما به هدفی که دارید نخواهید رسید. مثلاً اگر در زمینه کاری رضایت مدنظر را به‌دست نمی‌آورید، ولی از همراهی و حضور خانواده و دوستان خوشحال هستید، هنوز می‌توانید احساس کنید که به هدف اصلی‌تان که همان شادی و خوشحالی هست نزدیک می‌شوید.

۶. اهداف، نیّات و مقاصد خود را مشخص کنید.

پس از آن که خود را ارزیابی کردید و دید وسیع‌تری نسبت به خود و پیرامونتان کسب کردید، نوبت مشخص‌کردن اهداف و نیت‌های مختلف شما در زندگی است. به یاد داشته باشید که اگر در آینده نظرتان تغییر کند ایرادی ندارد؛ مهم این است که همین حالا یک هدف و مسیر مشخصی را داشته باشید حتی اگر در آینده آن را تغییر دهید.

به محض این که تصمیم‌تان را گرفتید آن را بنویسید. جایی قرارش بدهید تا هر روز مقابل چشمانتان باشد و به خودتان یادآوری کنید که در زندگی چه می‌خواهید. هر روز از خودتان بپرسید برای رسیدن به هدفتان چه کاری انجام داده‌اید و چه کارهایی باید انجام دهید؟

مرحله سوم: تمرکز بر روی اهداف

۱. برنامه مشخص و کاملی از اهداف و راه رسیدن به آنها را برای خود تهیه کنید.

در دنیای کسب و کار، معمولاً کمپانی‌ها برای اطمینان از حرکت در مسیری درست و مطمئن، بیانیه ماموریت (Mission Statement) تهیه می‌کنند، که شامل اهداف کلی و روش‌های رسیدن به آنهاست. شما نیز باید برای خود یک بیانیه ماموریت شخصی، که ابزاری مفید برای رسیدن به اهداف خود در زندگی است، تهیه کنید. برای این کار باید یک برنامه بلندمدت تمام و کمال بنویسید. ممکن است شما مایل باشید که اهدافتان را به صورت یک هدف بزرگ و کامل در قالب یک برنامه بلند مدت بنویسید و یا بخواهید شامل مجموعه‌ای از اهداف کوتاه‌مدت و میان‌مدت تهیه کنید. در هر صورت این کار نیازمند انرژی و کار زیادی است، اما به شما کمک می‌کند تا تک تک کارها و فعالیت‌هایی که در آینده انجام خواهیدداد را راحت‌تر ارزیابی کنید و ببینید که آیا آن کارها در راستای رسیدن به اهداف اصلی شما در زندگی هستند یا بهتر از وقت و انرژی خود را صرف آنها نکنید.

۲. به خواسته‌هایتان بیاندیشید.

برای مطمئن شدن از خواسته‌های کلی و اصلی خود باید در آرامش به آن‌ها فکر کنید. مدیتیشن و یوگا می‌تواند برای برنامه‌ریزی‌های روزانه، هفتگی، سالانه و کل زندگی‌تان مفید باشد. رهاسازی ذهن و اندیشیدن به آن‌چه که اکنون در تصورات خود به آن فکر می‌کنید و دوست دارید در آینده به آن تبدیل بشوید به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر و مطمئن‌تر به رویاهایتان دست یابید.

۳. از این که همیشه به دلخواه دیگران باشید بپرهیزید.

حتی اگر در رسیدن به اهداف خود برخی مسائل و تعاملات اجتماعی وجود دارد، این‌که بخواهید هرروز دیگران را شاد کنید و یا به دلخواه دیگران رفتار کنید، باعث درجا زدن و عقب ماندن شما از هدف اصلی‌تان می‌شود. مطمئن باشید که کارهایی که انجام می‌دهید کاملاً به انتخاب شما و در راستای رسیدن به اهداف‌تان باشد و نه دیگران.

۴. لیستی از کارهایی که شما را در رسیدن به اهدافتان یاری می‌کند تهیه کنید.

در دفترچه اهدافتان یک لیست از کارهایی که شما را در رسیدن به هدف بزرگتان یاری می‌کند تهیه کنید. ممکن است قادر نباشید که سریعاً این کارها را انجام بدهید، اما همین‌که بدانید چه اقداماتی لازم است تا به هدفتان برسید می تواند به شما کمک کند تا در مسیر درست پیش بروید. این لیست در راستای همان بیانیه ماموریت شخصی شما ولی جزئی‌تر و شامل همه ابعاد و اهداف کوچک‌تر نیز خواهدبود.

مثلاً، اگر شغل فعلی‌تان شما را خوشحال نمی‌کند و با هدف اصلی شما در تناقض است می‌توانید در این لیست “پیداکردن یک شغل جدید” را اضافه کنید. پیداکردن شغل جدید می‌تواند برای بعضی یک هدف و مقصد باشد و برای بعضی دیگر تنها راهی برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر.

لیستتان را به سه گروه “کوتاه مدت” “میان مدت” و “بلند مدت” تقسیم کنید.

۵. آن‌چه شما را در تکمیل اهدافتان به پیش می‌برد انجام دهید.

بعد از آن‌که تعیین کردید چه کارهایی را باید برای رسیدن به هدفتان در زندگی انجام دهید، در راه انجام آن امور قدم بردارید. با اهداف کوتاه مدت شروع کنید و به سمت اهداف بلندمدت پیش بروید. گاهی اوقات انجام کارها حقایق بیشتری را برایتان آشکار می‌کند، و به شما حس خوبی برای فکرکردن به مسائل مختلف و مهم دیگر می‌دهد.

۶. دفترچه‌تان را هر از چندی بازبینی کنید.

حتماً به‌صورت مستمر و مرتب به دفترچه اهداف و لیست‌هایی که تهیه کرده اید رجوع کنید تا تغییرات لازم را به آن اضافه و اهدافی را که تعیین کرده‌اید به خود یادآوری کنید. بعد از گذشت مدتی، خود را مجدداً در نقطه آرامش زندگی می‌بینید و اگر در همین‌حال مشغول کار در راستای اهدافتان باشید خوشحال و راضی خواهیدبود.

۷. از انجام کارهایی که شما را از اهدافتان دور می‌کند پرهیزکنید.

مطمئناً انجام‌ندادن برخی از کارها که در راستای رسیدن به اهدافتان نیست و کمکی به آن نمی‌کند سخت‌تر از انجام‌دادن آن‌هاست! اما باید از صرف وقت و انرژی برای این امور پرهیزکنید. برخی روابط‌ اجتماعی، برخی دورهمی‌ها، حتی برخی از دوره‌های آموزشی که هیچ‌ کمکی به شما نخواهندکرد می‌توانند مثال‌هایی از این امور باشند. برای تشخیص مفید بودن این امور، باید تصویر روشنی از اهداف خود داشته‌باشید.


برگرفته شده از : چگونه هدف خود را در زندگی پیدا کنید     http://roozafarin.com

 How to Find Your Purpose in Life       http://www.wikihow.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *