عامل انگیزش

چگونه عامل انگیزش خود یا دیگران را پیدا کنیم؟

«دفتر شما» موفقیت 4 نظر

چگونه عامل انگیزش خود یا دیگران را پیدا کنیم؟

آیا عامل انگیزش خود را می‌دانید؟ عامل انگیزش کارکنانتان را چطور؟ تا به حال برایتان پیش آمده از پرسش‌های بی‌وقفه یکی از همکارانتان درباره این که تیم مشغول چه کاری است، و این که آیا می‌توان کارها را به شکلی کارآمدتر انجام داد به ستوه آمده‌ باشید؟ یا از بی‌توجهی یکی از همکارانتان نسبت به این پرسش‌های حیاتی خسته شده باشبد؟

آیا تا به حال با کسی همکار بوده‌اید که کارهای محول‌شده به خود را در مهلت تعیین‌شده انجام می‌دهد، اما بنا به دلایلی، قادر نیست به اهدافی که خودش برای خودش تعیین کرده برسد؟ یا شاید اصلاً این‌ها توصیف خود شما باشد؟

اگر رئیس یک مجموعه هستید، باید بدانید که تک تک اعضای تیمتان چگونه انگیزه لازم برای کار کردن را به دست می‌آورد. برای این که بدانید عامل انگیزش هر یک از اعضای تیمتان چیست، نخست باید بدانید در کدام دسته قرار می‌گیرند.

چگونه در کارکنان خود انگیزه ایجاد کنیم؟

شما در کدام دسته قرار می‌گیرید؟

افراد از نظر واکنششان به انتظارات به ۴ گروه تقسیم می‌شوند. اما منظورمان از انتظارات چیست؟

ما همه با دو نوع انتظار روبه‌رو هستیم:

انتظارات بیرونی: مثل انجام پروژه‌ای در مهلت تعیین‌شده، رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی

انتظارات درونی: مثل هله هوله نخوردن، شروع ورزش

بنا بر مشاهداتم، دریافته‌ام که افراد از نظر واکنش در برابر انتظارات در یکی از این چهار گروه می‌گنجند:

۱. متعهد‌های تمام‌عیار 

 هم انتظارات بیرونی و هم درونی را تمام و کمال برآورده می‌کنند. آن‌ها مدیریت خوبی بر خودشان دارند و مشکلی با پایبندی به تعهدات، ماندن سر حرفشان یا رعایت مهلتی که برایشان‌ تعیین‌ کرده‌اند ندارند. (در واقع، بیش‌تر وقت‌ها زودتر از موعد تعیین‌شده کار خود را تحویل می‌دهند). آن‌‌ها واقعاً دوست دارند که انتظارات را درک و به آن‌ها عمل کنند،‌ از جمله انتظارات خودشان از خودشان.

با این حال، متعهدهای همه‌تمام‌عیار جانبه در موقعیت‌هایی که انتظارات روشن نیست به زحمت می‌افتند. ممکن است این احساس به آن‌ها دست بدهد که مجبور به تعهد به انتظارات‌اند، حتی آن‌هایی که بیهوده‌اند. و وقتی قرار بر شکستن قوانین باشد، حتی قوانین غیرضروری، معذب می‌شوند.

۲. پرسشگران

 همواره تمامی انتظارات را زیر سؤال می‌برند،‌ و تنها به انتظاراتی پایبندند که آن‌ها را موجه بدانند. عامل انگیزش آن‌ها دلیل،‌ منطق و عدالت است. آن‌ها خودشان تصمیم می‌گیرند که آیا انجام یک اقدام فکر خوبی است یا نه،‌ و دربرابر هر آن چه قراردادی باشد مقاومت می‌کنند. در اصل، آن‌ها تمامی انتظارات را به انتظارات درونی تبدیل می‌کنند.

اما، اشتیاق سیری‌ناپذیر پرسشگران نسبت به آگاهی از دلیل هر امری می‌تواند اعصاب‌خرد‌کن شود. گاهی خود پرسشگران هم آرزو می‌کنند که کاش می‌توانستند انتظارات را بدون این همه چون و چرا بپذیرند.

۳. متعهدهای بیرونی

مشکلی با انتظارات بیرونی ندارند، اما برای پایبندی به انتظارات درونی به قول معروف جان می‌کنند. از آن‌جا که در پایبندی به خواسته‌ها و تعهدهای بیرونی موی لای درز عملکردشان نمی‌رود، در جایگاه همکار، عضوی از خانواده و دوست حرف ندارند.

روی دیگران را زمین نمی‌اندازند، اما روی خودشان را چرا. و چون الزام‌کنندگان دربرابر انتظارات درونی مقاومت می‌کنند، ایجاد انگیزه در خودشان، مثلاً برای کار روی رساله دکترایشان، برایشان دشوار است.

۴. شورشی‌ها

در برابر تمامی انتظارات مقاومت می‌کنند، چه بیرونی و چه درونی. آن‌ها ترجیح می‌دهند با میل خودشان و با آزادی کاری را انجام دهند. در برابر کنترل، و حتی خود-کنترلی، مقاومت می‌کنند، و از دست انداختن قوانین و انتظارات لذت می‌برند. شورشی‌ها در جهت اهداف خود و با روش خود حرکت می‌کنند، و با این که ا انجام کاری که از آن‌ها «انتظار می‌رود» سر باز می‌زنند، می‌توانند به اهداف خود برسند. اهمیتی نمی‌دهد که «بقیه رویت حساب کرده‌اند»، «تو قول دادی»، «این خلاف قانون است» یا «این کار بی‌ادبی است». در واقع، شورشی‌ها منتظرند تا به آن‌ها بگویی که چه کار کنند تا دقیقاً برعکسش را انجام دهند.

شورشی‌ها گاهی خودشان را هم خسته می‌کنند، چون نمی‌توانند حتی به خودشان بگویند که چه کار کنند.

هدف از این دسته‌بندی‌ها چیست؟

درست است که این خصلت‌ها در ما نهادینه شده‌اند، اما با تجربه و دانش بیش‌تر، می‌توانیم در جنبه‌های منفی‌شان ایجاد توازن کنیم. مثلاً‌ منِ متعهد تمام‌عیار، یاد گرفته‌ام که در برابر تمایل ناخودآگاهم به انجام انتظارات مقاومت کنم، و از خود بپرسم: «اصلاً‌ برای چی قبول می‌کنم که این کار را انجام بدهم؟»

یا یک پرسشگر ممکن است برای یک متعهد بیرونی دلایلی را برای انجام کاری ردیف کند،‌ حال آن که این استدلال‌های منطقی در نظر فرد متعهد بیرونی به اندازه خودِ مسئولیت‌پذیری خارجی اهمیتی ندارد. و یا با گفتن این جمله که «این قانون است و باید از آن پیروی کنی» به یک شورشی، ممکن است او را به شکستن بیش‌تر قانون ترغیب کنید.

و در آخر، شادترین و موفق‌ترین افراد کسی است که راه‌هایی را برای بکارگیری از خصلت خود به سود خود، و البته راه‌هایی برای در هم شکستن محدودیت‌های خود، یافته است. با شناخت بهتر خودمان و دیگران، به خودمان برای خلق زندگی شادتر،‌ سلامت‌تر و سازنده‌تر کمک می‌کنیم.

شما چگونه برای خود و اطرافیانتان ایجاد انگیزه می‌کنید؟ در بخش «دیدگاه شما» برایمان بنویسید.

برای آشنایی با خدمات دفتر کار مجازی «دفتر شما» به وبسایت daftareshoma.com مراجعه کنید و یا با مشاوران ما به شماره ۲۸۴۲۰۲-۰۲۱ تماس بگیرید.

منبع: hbr.org

Related Post