کارآفرینی به سبک هیتلر!

pr موفقیت 3 Comments

هیتلر را حاکمی خونخوار و بی رحم به تصویر کشیده‌اند. اما چه شد که چنین حاکمی آن چنان محبوبیتی در آلمان پیدا کرد؟ در این مقاله به اقتصاد دوران هیتلر و قدرت سخنوری او می‌پردازیم. آیا هیتلر هم برای کارآفرینان درس‌هایی دارد؟

ظهور نازی‌ها و پایان بیکاری

بر سر در اردوگاه مخوف آشویتس نوشته شده بود: کار شما را آزاد خواهد کرد! صدهاهزار نفر در این اردوگاه اجباری کشته شدند ولی شعار این اردوگاه همچنان طنین انداز است. کار و کارآفرینی در روزگار هیتلر چگونه بود؟

وقتی نازی‌ها به قدرت رسیدند، عمده‌ترین مساله‌ آلمان معضل بیکاری بود که نرخ آن به حدود ۳۰‌درصد (۶ میلیون نفر) می‌رسید. وظیفه‌ سامان‌دهی به اوضاع اقتصادی از همان ابتدا بر دوش‌ یارمال شاخت وزیر اقتصاد هیتلر نهاده شد.

در نتیجه‌ سیاست‌های او و همچنین توجه جدی هیتلر به تولیدات و صنایع نظامی و استخدام خیل عظیمی از جوانان در ارتش، در همان دو – سه سال ابتدایی، کاهش چشمگیری در نرخ بیکاری حاصل شد و با وضع کنترل‌های قیمتی، تورم نیز تا حدود بسیار زیادی مهار شد.

شاخت از لغو نظام پایه طلا استفاده کرد تا نرخ‌های بهره را پایین نگاه داشته و از مزیت کسری بودجه‌های عظیم استفاده کند که موجب گردش مالی بهتر و در نتیجه مهار رکود بزرگ اقتصادی در آلمان شد.

سرویس تلفن گویا دفتر شما

هیتلر موتور اقتصاد را گرم می‌کند!

مردم آلمان پس از جنگ جهانی اول در چنگال وضع فلاکت باری افتاده بودند. شمار زیادی از جوانان خود را از دست داده بودند، خسارت‌های سنگینی به ایشان وارد آمده بود و از طرفی طبق عهدنامه‌ ورسای، مبلغ سنگینی را نیز باید به عنوان غرامت جنگ می‌پرداختند. ابر تورم این دوره‌ آلمان و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن برای کمتر کسی ناشناخته است.

در چنین فضایی، آلمان جنگ زده در نیمه‌ دوم دهه‌ ۲۰ تازه داشت با سرمایه‌گذاری‌های خارجی و تخفیف‌های متفقین زیر بار مشکلات کمر راست می‌کرد که بحران بزرگ اقتصادی از راه رسید.

این بحران برای هیتلر و هم‌حزبی‌هایش که با بهبود یافتن اوضاع آلمان امید دست یابی به هرگونه قدرت را از دست داده بودند، فرصتی استثنایی بود. هیتلر از هر کارآفرین فرصت طلب تر بود.آنان بی محابا شروع به کوبیدن دولت وقت کردند و سرانجام نیز توانستند با انتصاب هیتلر به مقام صدر اعظمی، شاهد مقصود را در آغوش بکشند.

در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی آلمان حدود ۹٫۵ درصد بود. این در حالی بود که در آن سال‌ها بخش صنعت، رشدی برابر با ۱۷٫۲ درصد داشت.

در این سال‌ها علاوه بر رشد اقتصادی، کاهش میزان مرگ‌ومیر و خودکشی، افزایش زاد‌و‌ولد و ازدواج نشان می‌داد که حال آلمانی‌ها خوب است و خوب‌تر هم می‌شود؛ اما از سال ۱۹۳۶ کم‌کم آوازه‌های جنگ شروع شد. مخارج نظامی بالا رفت و ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی آلمان را به خود اختصاص داد.

آنچه که از آمار برمی‌آید، همگی نشان از موفقیت‌های اقتصادی آلمان پیش از جنگ دوم دارد.

بیشتر بخوانید: داستان موفقیت کارآفرین بچه ننه!

فولوکس قورباغه ای: یک تحول بی نظیر!

هیتلر در مقام یک کارآفرین خبره نیاز بسیاری از مردم آلمان را شناخت! به دستور مستقیم هیتلر و با پیگیری فعالانه وی فولوکس قورباغه ای برای طبقه متوسط ساخته شد. هیتلر در همان سالی که صدراعظم آلمان شد از دکتر فردیناند پورشه درخواست کرد که یک اتومبیل خوب و ارزان قیمت بسازد که طبقه کارگر نیز بتواند آنرا خریداری نماید. هیتلر مایل بود که این اتومبیل ۶۰ مایل(۱۰۰ کیلومتر در ساعت) سرعت برود و کمتراز ۱۰۰۰ مارک قیمت داشته باشد. همچنین این اتومبیل باید دو انسان بالغ و سه کودک را به راحتی در خود جای میداد.

مهمترین هدف این بود که تمام مردم آلمان توانایی خرید چنین اتومبیلی را داشته باشند. در سال ۱۹۳۴ دکتر پورشه پس از بررسی های لازم موافقت کرد اتومبیل مورد نظر هیتلر را بسازد. در آن زمان اتومبیل در تمام جهان یک وسیله لوکس و مخصوص طبقه ثروتمند بود و داشتن یک اتومبیل برای کارگران یک آرزوی دست نیافتنی محسوب میشد. آرزویی که هیتلر آنرا در آلمان تبدیل به واقعیت نمود.

بیشتر بخوانید: هنری فورد؛ مردی که گفت برای همه یک ماشین می سازد

دلیل اصلی ساخت فولکس واگن توجه هیتلر به تمام بخش های جامعه بود(فولکس واگن در زبان آلمانی به معنای خودروی عمومی است) قیمت این خودرو به قدری پایین بود (۹۹۰ مارک معادل ۳۹۶ دلار) که هر کارگر با اندکی پس انداز می توانست آنرا بخرد، در نتیجه این خودرو می توانست در تعداد بالا تولید و در درون کشور آلمان به فروش برسد.

در آن زمان فولکس واگن تبدیل به ارزان ترین اتومبیل در جهان و محبوب ترین اتومبیل در آلمان شد. تنها اتومبیلی که در که با فولکس واگن قابل مقایسه بود اتومبیل هانوماگ در آمریکا بود که دو تفاوت عمده با فولکس داشت: نخست اینکه هانوماگ ۲۰۰۰ مارک قیمت داشت و دوم اینکه هانوماگ یک اتومبیل دو نفره بود.

تعطیلات ارزان برای کارگران نمونه!

برای افزایش بازده کارگران آلمانی تنها سخنرانی های انگیزشی هیتلر چاره ساز نبود بلکه سیستم پاداش دهی مناسبی هم برای کارگران نمونه وجود داشت!

تعطیلات بسیار ارزان پیشنهادی بسیار موثر برای افزایش بازده کارگران بود، سفر به جزایر تفریحی قناری تنها ۶۲ رایش مارک هزینه در برداشت و بسیار مقرون به صرفه بود، قدم زدن و اسکی در آلپ باواریا تنها ۲۸ رایش مارک هزینه داشت(معادل درآرمد یک هفته یک کارگر) و تور دو هفته ای در ایتالیا تنها ۱۵۵ رایش مارک هزینه داشت(معادل درآمد یک ماه یک کارگر) و کارگران می توانستند با کمترین هزینه ممکن از تعطیلات خود لذت ببرند.

نکته جالب این است که دولت بریتانیا اجازه نمی داد این کشتی های تفریحی حامل کارگران آلمانی وارد سواحل بریتانیا شوند زیرا سیاستمداران بریتانیایی می ترسیدند توقع کارگران بریتانیایی از دولت بریتانیا بالا رود!

بیشتر بخوانید: کار در منزل بر بهره وری کارکنان چه تاثیری دارد؟

آقای جذاب وارد می‌شود!

اگر میخواهید به درک درستی از شخصیت کاریزماتیک برسید، کافیست درباره آدولف هیتلر کمی تحقیق کنید. او را یکی از کاریزماتیک ترین شخصیت های تاریخ میدانند.

زمانی که هیتلر جوان بود، متوجه شد سخنرانی و هنر سخنوری یکی از قدرتمندترین ابزارهای جذب توده های مردم است.

بیشتر بخوانید: کسب و کار جدید شما با این ۶ تیپ شخصیتی شکوفا می شود

بیشتر بخوانید: ایده های راه اندازی کسب و کار و درآمدزایی بر اساس شخصیت

او تمرین های زیادی برای این کار انجام میداد که توانست در سال ۱۹۳۳ با سخنرانی باشکوهش مردم آلمان را برای ساختن یک کشور بزرگ، مقتدر بسیج کند.

هیتلر به قدری در مورد ظاهر خود حساس بود که هنریش هافمن عکاس را به خدمت گرفته بود تا مقابل چشمانش به صورت تمرینی سخنرانی کند و از او عکس گرفته شود تا همه چیز برای یک سخنرانی حماسی آماده باشد. پس از مرگ هیتلر بسیاری از هافمن درخواست کردند که عکس های او را نابود کند اما خوشبختانه او این کار را نکرد و بهتر دید که آنها را برای نسل های بعدی نگه دارد.

او قدرت سخنرانی انگیزشی را می‌دانست و یکی از بهترین سخنوران تاریخ بود.

کارآفرینان از هیتلر چه می‌آموزند؟

علیرغم اینکه هیتلر به فردی منفور در تاریخ تبدیل شد و نتوانست آرزویش را برآورده کند. اما این مانع نمی‌شود تا استادان دانشگاه، کارآفرینان و دیگر افراد موفق در بخش‌هایی از تبحر او درس نگیرند

هیتلر نیاز جامعه آن روز را می‌شناخت(مثل نیاز آلمانی ها به خودروی ارزان فولوکس واگن)، بسیار فرصت طلب بود و سعی می‌کرد ضعف‌ های دیگران را نقاط قوت خود سازد، استاد سخنرانی های انگیزشی بود. برای کارگران پاداش در نظر می‌گرفت تا نرخ بهره وری را بالا ببرد. او بی رحم و خونخوار بود و در جهان پرتنش آن روز از ویژگی های شخصیتی خود به گونه ای دیگر استفاده کرد ولی شاید اگر با این ویژگی ها در آلمان امروز می‌زیست یک کارافرین بسیار موفق می‌شد!

Comments 3

  1. خیلی جذاب، کاش بیشتر در مورد روش های دوران سخت که در اقتصادشون استفاده کردن بگین …
    و خوب بود که فایل صوتیش هم بود.

    1. Post
      Author
  2. Pingback: طرفداران بازاریابی دیجیتال و بازاریابی سنتی سرشاخ شدند! | دفترشما

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.