فیلم جدید “فورد مقابل فراری”  آموزش کسب و کار می‌دهد این فیلم با بازی مت دیمون و کریستین بیل ، طرح هنری فورد دوم را برای  احیای دوباره شرکت فورد موتور از نو خلق و ایجاد می کند و همزمان با یک رقابت تلخ بین خودش و آنزو فراری چالشی جدی اینجاد می‌کند.

رقابت یکی از جذاب‌ترین عامل‌ها در دنیا و روابط ما است که همیشه با آن سروکار داریم. مفهوم رقابت در برخی حوزه‌ها مثل صنایع مختلف نقش بسیار پررنگی دارد و بخشی جدانشدنی در موتوراسپرت و خودروسازی است. در تاریخ موتوراسپرت و مسابقه‌های اتومبیل‌رانی، رقابت‌های بزرگی ثبت شده اما نبرد فراری و فورد در دهه‌ی ۱۹۶۰، یکی از ماندگارترین‌ها و نفس‌گیرترین‌ها محسوب می‌شود.

آموزش کسب و کار

مسابقه‌های اتومبیل‌رانی

فیلم، داستان زندگی و رفاقت پیچیدهٔ کن مایلز و کرول شلبی را به تصویر می‌کشد که در اوایل دهه ۶۰ توسط شرکت فورد استخدام می‌شوند تا ماشین مسابقه‌ای قدرتمند بسازند که بتواند ماشین شرکت فراری را شکست دهد.

پس ازباخت های متوالی به فراری در لو مانس در سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ ، فورد از کارول شلبی ، طراح افسانه ای اتومبیل در لس آنجلس – یکی از تنها رانندگان آمریکایی که تاکنون در لو مانس پیروز شده بود – درخواست کمک کرد. به جای اینکه از ابتدا شروع به کار کند، شلبی و کن مایلز راننده تست و مهندس فنی او،  با گروه پیشرفته وسایل نقلیه و گروه موتور تجربی فورد برای بهسازی GT40 همکاری کردند.

بیشتر بخوانید: هنری فورد؛ مردی که گفت برای همه یک ماشین می سازد

این گروه و در راس آن “جان کاربر” سه توصیه مهم را به عنوان آموزش کسب و کار به مدیران فراری آموختند. این سه  ایده کسب و کار را مرور کنیم.

درس ۱: تا زمانی که نمی دانید چه مشکلی را باید حل کنید، فن آوری جدید اتخاذ نکنید.

 

در مسابقه ، اطلاع از مقاومت آیرودینامیکی مهم است. هرچه خودرو هوا را بهتر بشکافد ، انرژی و سوخت کمتری نیاز دارد. همچنین بهینه سازی آیرودینامیک می تواند از نیروهای بالابر ناخواسته جلوگیری کند و پایایی و ثبات را در سرعت های زیاد افزایش دهد. برای آزمایش آیرودینامیک نمونه اولیه GT40 ، مهندسان اصلی فورد یک کامپیوتر بزرگ و سنگین را با سنسورهای متصل در خودرو قرار دادند

. تیم شلیبی رایانه را بیرون آورد و به جای آن رشته سیم هایی را بر روی سطح اتومبیل بست، و سپس نمای بیرونی خودرو را مشاهده کرد تا ببیند چگونه هوا از روی و اطراف وسیله نقلیه عبور می کند. کاریر می گوید: “غالباً بهترین مدل برای سیستم ، خود سیستم است.”

مورد دیگر این مثال این است که رشته سیم ها مسئله را قابل مشاهده و واضح می کنند، و این موضوعی است که به طور طولانی در برنامه آموزش اجرایی MIT Sloan  از کاریر مورد بحث قرار گرفته است. برخلاف چاپگر رایانه ، استریمرها یا ستون های نوری اندازه گیری بصری مستقیم و فوری کل سیستم را فراهم می کردند. در واقع ، حضور زیاد رایانه در اتومبیل باعث بروز اختلال در عملکرد سیستم  می گردید، چراکه باعث افزایش چشمگیر وزن خودرو می شود.

کاریرمی پرسد: “چند بار شاهد فناوری جدیدی بودیم که دقیقاً برعکس تاثیر مورد نظر خود را تولید کند؟” . “از کارخانه” چراغهای “راجر اسمیت گرفته تا جلب توجه الون مسک با اتوماسیون اضافی در تأسیسات تسلا ، به نظر می رسد خطای فناوری برای ” اسباب بازی جدید براق “یک اشتباهی است که اکثر شرکت ها همچنان در حال تکرار آن هستند.”

 

آموزش کسب و کار درس ۲: تصمیم گیری خود را قطعی کنید

تصمیم گرفتن

تصمیم گیری خود را قطعی کنید

در فیلم ، تصمیم فورد در مورد برنامه شلبی از میان “۱۵ مدیر واسطه” کلاسیک گذشت ، و سرانجام در یک پوشه قرمز در اطراف دفتر مرکزی فورد در دیربورن میشیگان ، معروف به گلخانه تجسم یافت. پوشه قرمز یک قیاس عالی برای “کارخانه پنهان از” مدیریت واسطه است. (“کارخانه پنهان” هر فعالیت یا مجموعه فعالیتهایی است که باعث کاهش کیفیت یا کارآیی عملیات می شود اما در ابتدا برای مدیران یا سایرین که به دنبال بهبود روند هستند ناشناخته است.)

شلبی سرانجام با اصرار بر اینکه وی مستقیماً به هنری فورد دوم گزارش می دهد ، حلقه بازخورد را کوتاه می کند. به طور مشابه ، کاریر توضیح می دهد که سازمان ها باید تا حد امکان تصمیم گیری را هموار و قطعی کنند تا اطمینان حاصل شود که تصمیم گیرندگان واقعاً محتویات پوشه را دیده اند. کاریر می گوید: “در خلاصه گفتگوی من با جی فارستر ، پدر دینامیک سیستم ، به نظر می رسد هدف از مدیریت واسطه وارونه کردن پیام تا ۱۸۰ درجه با اضافه کردن یک تاخیر زمانی است – که روشی کاملاً بهینه برای از بین بردن عملکرد هر سیستم است”.

آموزش کسب و کار درس ۳: از دیگران بیاموزید

در مسابقه دایتونا، شلبی شرط بست که راننده شرکت وی یعنی کن مایلز برنده مسابقه در برابر شرکت فورد موتور و حتی مقابل تیم دیگری از فورد که در این مسابقه حضور داشتند خواهد شد. در ضمن ، تیم شلبی متوجه شد که تیم دوم فورد در پیت (بخشی از پیست که از مسیر اصلی جدا شده است و از مقابل گاراژها می گذرد) بعدی دارای توقف سریعتری است. شلبی کشف کرد که آنها از اعضای پیت ناسکار استفاده می کردند. کاریر توضیح می دهد: “درس گرفته شده در اینجا ساده است.” “در جهت کشف راه های بهتر برای کارهایی که انجام می دهید ، از بیرون به تیم ، شرکت یا صنعت خود نگاه کنید.”

کاریر اضافه می کند: “مشابهت های زیادی بین کسب و کار و مسابقه، در خصوص اهمیت تیم، سرمایه مورد نیاز، سرمایه گذاری های قابل توجه در فناوری و هدف پیروزی شما در مدت زمان کوتاه وجود دارد.” “اگر چیزی حرکت شما را کند کند، بازنده خواهید بود

“نکته حساس و اصلی فیلم”: در مورد فورد ، همه سخت کوشی ها و آموخته های آنها به ثمر می نشیند. آنها در سال ۱۹۶۶ در لو مانس فراری را شکست دادند و مقام های اول ، دوم و سوم را بدست آوردند. آنها سال بعد دوباره پیروز شدند.
منبع: mit