امروزه بازاریابی marketing به عنوان ترکیبی پیشرفته از استراتژی و تکنولوژی شناخته می‌شود، اما همیشه این‌طور نبوده است. تاریخچه‌ی بازاریابی آن‌طور که می‌دانیم، به سادگی با تلاش برای فروش کالاها و خدمات آغاز شد. قدمت این کار ممکن است به اندازه‌ی تاریخ تمدن بشری باشد. برخی باور دارند بازاریابی با تلاش در ارائه‌ی کالاها به روشی خاص برای تجارت آغاز شده است. تلاش‌ها برای ارائه‌ی تعاملاتی ترغیب‌کننده در زمینه‌ی فروش کالاها، از زمان هند و چین باستان وجود داشته است. گرچه این کار در زمان خود به عنوان بازاریابی شناخته نمی‌شد، اما ایده‌ی بازاریابی از چنین جایی شروع به گسترش کرد.

 

آنچه در این مقاله می خوانید

مفهوم بازاریابی یا مارکتینگ

ایده‌ی بازاریابی آن‌طور که در دوران مدرن شناخته شده، از زمان انقلاب صنعتی آغاز شده است. این دوره در اواخر قرن هجدهم میلادی شروع شد و تا قرن نوزدهم ادامه یافت. این دوران پر بود از ابداعات صنایع تکنولوژیک و کشفیات جدید علمی. در نتیجه، تغییرات اجتماعی با سرعتی بالا صورت می‌گرفت. 

در دوران انقلاب صنعتی بود که برای مصرف‌کنندگان خرید کالاها آسان‌تر از ساختن آن‌ها توسط خودشان بود. نیازهای جدیدی در جامعه سر بلند کرده بود که باید توسط تولید انبوه در بخش صنایع تامین می‌شد. در این دوران، زیرساخت‌های حمل‌ونقل کالا و رسانه‌های جمعی نیز مهیا شدند. این‌ها باعث شد که تولیدکنندگان در پی راه‌های بهتری برای توسعه‌ی محصولات مورد نیاز مصرف‌کنندگان باشند و روش‌های ضمنی‌تری برای اطلاع‌رسانی در مورد این محصولات پیدا کنند. 

 

رقابت در بازار و بازاریابی

با آغاز قرن بیستم میلادی و تا پایان دهه‌ی ۱۹۴۰، رقابت در جهان کسب‌وکار شدت گرفت. نیاز به افزایش فروش با استفاده از تکنیک‌های بازاریابی به یک بخش اساسی در رقابت تبدیل شد. همچنین شرکت‌ها باید می‌توانستند به خوبی نام برند خود را گسترش داده و برای آن بازاریابی کنند. 

رقابت در بازار تولید همچنین نیاز به افزایش تولیدات و سهم بازار در همه‌ی صنایع را برانگیخت. بازاریابی شروع به تاکید بر روش‌های توزیع و همچنین شکل‌های برقراری ارتباط با مصرف‌کننده کرد. به زودی ترغیب مشتریان به خرید کالا از یک کمپانی خاص، به هدف بازاریابی تبدیل شد. 

تاریخچه مارکتینگ

شاید فکر کنید که مارکتینگ تنها در چند دهه ی گذشته رونق پیدا کرده است اما اینطور نیست، در ادامه خواهیم گفت ظهور جدید مارکتینگ از چه زمانی آغاز شده است.

بازاریابی تجاری

با آغاز دهه‌ی ۱۹۶۰ بازارهای بسیاری از صنایع، از رقابت اشباع شدند. اکنون نیاز به جذب و حفظ مشتری به متخصصانی در زمینه‌ی بازاریابی مستقیم نیاز داشت. در این زمان، شرکت‌ها یک بخش کامل از تجارت خود را تنها به اهداف بازاریابی خدمات و کالاهایشان اختصاص می‌دادند. 

این زمانی بود که مدیریت بازاریابی، ضرورت کار خود را به عنوان بخشی اساسی از موفقیت در تجارت بنا نهاد. مدیران بازاریابی شروع به کار در زمینه‌ی برنامه‌ریزی‌های استراتژیک کردند. اطلاعاتی که آن‌ها تولید می‌کردند، در تعیین هزینه‌ی محصول، روش‌های مورد استفاده در زمینه‌ی اطلاع‌رسانی به مصرف‌کنندگان درباره‌ی خدمات و محصولات، و چیزهای دیگری که به فروش کالاها مربوط بودند، بسیار مهم بود.

استراتژی برندینگ

در طول دهه‌ی ۱۹۹۰، دنیای بازاریابی و مارکتینگ تغییر کرد. اهمیت برند بیش از هر زمانی شد و هر محصولی که تولید می‌شد، برند یا نام تجاری آن نیز گسترش می‌یافت. شرکت‌ها متوجه شدند که می‌توانند با ساختن برندهای بهتر، به فروش بیشتری در زمینه‌ی محصولات باکیفیت بپردازند. این باعث شد که حاشیه‌ی سود شرکت‌ها افزایش پیدا کنند و شهرت تجاری آن‌ها نیز گسترده‌تر شود. حالا همه‌ی مصرف‌کنندگان از برندی که شرکت‌ها بر خود داشتند، مطلع می‌شدند. برخی از شرکت‌ها با برندهایی اختصاصی توانستند سهم خود از بازار را تا ۴۹ درصد بهبود بخشند. 

بازاریابی اینترنتی

با تکامل وب و شبکه‌های اینترنتی، وب‌سایت‌ها به ابزارهایی حیاتی در زمینه‌ی تعاملات تجاری بدل شدند. در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰، وب‌سایت‌های ساده‌ای که مبتنی بر متن بودند، شروع به خودنمایی کردند. البته که شرکت‌ها هم این فرصت را از دست ندادند. در ابتدا از این وب‌سایت‌ها برای ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی محصولات یا خدمات شرکت‌ها استفاده می‌شد. اولین شرکتی که یک کمپین بازاریابی آنلاین راه انداخت، Bristol-Myers Squibb بود که دست به تبلیغ قرص‌های آسپرین خود زد. این کمپین موفقیت‌آمیز بود و شرکت توانست ده‌ها هزار نام جدید به لیست مشتریان خود اضافه کند. امروزه، هر سال صدها بیلیون دلار در زمینه‌ی بازاریابی کالاها سرمایه‌گذاری می‌شود.

ماهیت های متنوع بازاریابی

بازاریابی در دنیای امروز اشکال بسیار متنوعی به خود گرفته است. بسترهای جدید مثل شبکه‌های اجتماعی، تکنیک‌های تبلیغاتی تازه و حتی علوم جدید، با بازاریابی پیوند خورده‌اند. حالا که به طور خلاصه، تاریخچه‌ی بازاریابی را مرور کردیم، می‌خواهیم بازاریابی در دنیای امروز را به صورت جزئی بررسی کنیم و انواع آن را توضیح دهیم.

  • بازاریابی سنتی

بازاریابی سنتی به تبلیغ برند از طریق همه‌ی کانال‌هایی اشاره دارد که پیش از ظهور اینترنت وجود داشته‌اند. تا پیش از همه‌گیر شدن دسترسی به اینترنت، شرکت‌ها برای انتشار اخبار، اطلاعات و تبلیغ‌های خود از روش‌هایی مثل چاپ، تبلیغات تلویزیونی و بیلبردها استفاده می‌کردند. البته که این روش‌ها هنوز هم کاربرد دارند و به آن‌ها بازاریابی سنتی می‌گوییم.

 

بیشتر بخوانید: تفاوت بازاریابی سنتی و دیجیتال در چیست؟ آیا این دو به تفاهم می رسند؟

 

  • بازاریابی برون‌سپار

یکی از دسته‌های کلی بازاریابی است و به شیوه‌هایی گفته می‌شود که تبلیغات بدون درخواست مشتری، صورت می‌گیرد. مثلا تبلیغات چاپی، تبلیغات تلویزیونی، ایمیل‌های تبلیغاتی انبوه و یا بازاریابی تلفنی. به این استراتژی‌ها بازاریابی برون‌سپار گفته می‌شود، چرا که برند پیام تبلیغاتی خود را به طور عمومی به دست همه‌ی مصرف‌کنندگان می‌رساند، بدون این‌که خود آن‌ها چنین درخواستی داده باشند. 

  • بازاریابی درون‌سپار

در سوی دیگر، هدف از استراتژی درون‌سپار جذب مصرف‌کنندگان است، نه سر زدن بی‌اجازه به آن‌ها. اکثر تاکتیک‌های بازاریابی درون‌سپار در زیرمجموعه‌ی بازاریابی دیجیتال قرار می‌گیرند، چرا که مصرف‌کنندگان با استفاده از فضای دیجیتال در مورد خرید و نیازهای خود تحقیق می‌کنند و در این فرآیند به وب‌سایت شما هم سر می‌زنند. 

تمرکز بازاریابی درون‌سپار بر خلق تجربه‌ای باکیفیت برای مصرف‌کننده و ایجاد تاثیری مثبت بر افراد است تا با ارائه‌ی محتوای جذاب، نظر مشتریان را به سوی خود جلب کند. بعد از این‌که مشتریان به کار شما سر زدند، با روش‌های تعاملی مثل چت یا ارتباطات ایمیلی، پیوند با آن‌ها حفظ می‌شود و در نهایت، شما به عنوان یک مشاور یا متخصص در کنارشان باقی می‌مانید.

  • بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال، نقطه‌ی مخالف بازاریابی سنتی است. در این روش، از بسترهای جدیدی که پیش از این وجود نداشتند، برای رسیدن به مخاطبان و مصرف‌کنندگان استفاده می‌شود. تمام شکل‌های مختلفی از بازاریابی که در آن‌ها از ابزارهای الکترونیکی و اینترنت استفاده می‌شود، در زیرمجموعه‌ی بازاریابی دیجیتال قرار می‌گیرند. کسب‌وکارها از کانال‌های دیجیتالی مثل موتورهای جست‌وجو، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل و وب‌سایت‌ها استفاده می‌کنند تا نظر مشتریان فعلی و آتی خود را جلب کنند. در ادامه، برخی از شیوه‌های دیجیتال مارکتینگ را به صورت مجزا شرح داده‌ایم.

آشنایی با انواع مختلف بازاریابی + استراتژی های آن

 

بازاریابی بر پایه‌ی بلاگ

وبلاگ‌ها به عنوان دفترهای روزانه‌نویسی آنلاین گسترش یافته‌اند. مردم عادی، زندگی روزانه‌ی خود را در این وبلاگ‌ها ثبت می‌کنند. در پایان دهه‌ی ۱۹۹۰، وبلاگ‌ها به بخشی جدایی‌ناپذیر از بازاریابی بدل شدند. در ۱۹۹۹ حدود ۲۳ وبلاگ تجاری فعال وجود داشت. حالا تخمین زده می‌شود که بیشتر از ۱۵۰ میلیون وبلاگ با اهداف بازاریابی وجود داشته باشد. 

امروز وبلاگ‌ها بخش ثابتی از کمپین‌های تولید محتوا هستند. از وبلاگ‌ها برای فراهم‌سازی اطلاعات، ایجاد روابط با مشتری، ایجاد زمینه‌ی فروش، افزایش شناخت برند، گرفتن بازخورد از مشتریان، بازاریابی اجتماعی و چیزهای دیگری استفاده می‌شود. 

بازاریابی موتور جست‌وجو

در ۲۵ سال گذشته، اهمیت استفاده از وب و موتورهای جست‌وجو برای بازاریابی به طرز چشمگیری افزایش یافته است. در آغاز، موتورهای جست‌وجوی وب همچون امروز کارآمد نبودند. به دست آوردن رتبه‌ی خوب با موتور جست‌وجو کار پیچیده‌ای نبود. به راحتی می‌شد نتایج موتور جست‌وجو را تغییر داد و کیفیت نتایج پایین بود.

برای ارائه‌ی با کیفیت‌ترین نتایج، موتورهای جست‌وجو الگوریتم‌های خود را تغییر دادند. هدف این بود که سایت‌های ارجاع داده‌ شده، معتبر باشند و موتور جست‌وجو از کیفیت نتایج حاصله مطمئن باشد. اکنون دستکاری در رتبه‌بندی سئو تقریباً غیرممکن است. سئو به علم جدید در زمینه‌ی بازاریابی دیجیتال بدل شده که خواندن اطلاعات آن و به کارگیری تکنیک‌هایی برای بهبود رتبه‌ی وب‌سایت شرکت در موتور جست‌وجو، بخش ویژه‌ای در مارکتینگ امروزی به خود اختصاص داده است.

بازاریابی موتور جست‌جو به تکنیک‌هایی گفته می‌شود که نمایش وب‌سایت شما را در صفحه‌ی نتایج موتورهای جست‌وجو تضمین می‌کند. شما می‌خواهید وقتی کاربران به دنبال موضوعی در حیطه‌ی فعالیت شما اقدام به جست‌وجو با کلیدواژه‌ای خاص می‌کنند، صفحه‌ی وب‌سایت شما به عنوان یکی از اولین نتایج به آن‌ها نشان داده شود. بهینه‌سازی موتور جست‌وجو یا سئو که پیش از این به آن اشاره کردیم، یکی از استراتژی‌های بازاریابی موتور جست‌وجو محسوب می‌شود. این روش رایگان است اما راه دیگری هم برای بهتر شدن رتبه‌ی وب‌سایت شما در موتورهای جست‌وجو وجود دارد. PPC یا کلیک در ازای پول، یک شیوه‌ی پولی است که برخی از مدیران کسب‌وکارها از آن استفاده می‌کنند. 

برای استفاده از تکنیک‌های سئو، باید با فاکتورهای موتورهای جست‌وجو آشنا باشید و محتوای خود را جوری تهیه کنید که توسط آن‌ها قابل شناسایی باشد. در شیوه‌ی PPC نیز باید باید موتور جست‌وجوی مورد نظر خود را انتخاب کرده و جایگاه برتر خود را در صفحات نتایج خریداری کنید. تبلیغات گوگل گزینه‌ای است که بسیاری از آن استفاده می‌کنند. در این روش، برای مثال موتور جست‌وجوی گوگل، وب‌سایت‌های خاصی را در ابتدای صفحه‌ی اول، متمایز از سایر نتایج نمایش می‌دهد. 

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا یکی از ابزارهای کلیدی در مارکتینگ درون‌سپار و مارکتینگ موتور جست‌جو است. چرا که مخاطبان و موتورهای جست‌وجو بر اساس محتوای وب‌سایت‌های شما به آن سر می‌زنند یا جذب آن می‌شوند. بازاریابی محتوا به معنای تولید، انتشار و توزیع محتوای خاص و مناسب با مخاطب هدف شماست. مطالبی که بر روی شبکه‌های اجتماعی، بلاگ‌ها، از طریق ویدیوها و اکانت‌های پریمیوم می‌بینید، همه جزئی از بازاریابی محتوا هستند. 

در بازاریابی محتوا هدف این است که به مخاطب خود در طول مسیری که برای خرید طی می‌کند، کمک کنید. ابتدا سوالات متداول و دغدغه‌های معمول خریداران خود را از قبل مشخص کنید. سپس، برای ایجاد و مدیریت محتوای خود، یک تقویم محتوا ایجاد کنید. همچنین داشتن یک سیستم مدیریت محتوا کمک می‌کند تا انتشار محتوای مورد نظرتان آسان‌تر شود.

بازاریابی معرف

یکی از شیوه های مرسوم در فروش محصولات همکاری در فروش یا افیلیت مارکتینگ است، در این روش از بازاریابی در ازای فروش محصول به فروشنده واسط کمیسیونی به فروشنده تعلق می گیرد. پیشنهاد می کنیم حتما مقاله ی معرفی بازاریابی معرف را در دفتر شما بخوانید.

بازاریابی رابطه ای

همانطور که از اسم بازاریابی رابطه ای مشخص است، این نوع فروش فقط با رابطه ها قابل انجام است. در این روش از مارکتینگ فروشنده با برقراری ارتباط با افراد شناسایی شده دست به فروش محصول مورد نظر می زند.

بازاریابی پیامکی

حتما پیش آمده که شما هم با پیامک های تبلیغاتی رو به شوید، در شیوه ی بازاریابی پیامکی، کمپین های ساده و بسیار جذابی اجرا می شود. ارسال کد تخفیف ها، مراحل خرید و … می تواند مشتریان را بسیار وفادار کند.

بازاریابی آفلاین

همان بازاریابی سنتی است که از قدیم الایام در حال انجام است. در این شیوه هیچ یک از عناصر تکنولوژی جدید راهی ندارد و کاملا سنتی عمل می شود، تراکت ها، بروشورها و .. از جمله ی اجزای این بازاریابی هستند.

بازاریابی تلفنی

قانع کردن یک مشتری پشت تلفن از همان شیوه هایی است که هر کسی قادر به انجام آن نیست، بازاریابی تلفنی را می توان به اهلش سپرد تا برترین فروش ها را نصیب یک کسب و کار کند. دفتر شما خدمات مهمی در راستای بازاریابی تلفنی به کسب و کارها اعطا می کند.

بازاریابی اینترنتی

هر آنچه که از طریق سیگنال های اینترنتی به دست مخاطبان با هدف فروش بیشتر برسد در جایگاه بازاریابی اینترنتی قرار می گیرد. بازاریابی دیجیتال را می توان مهم ترین فاکتور در فروش دانست.

بازاریابی شبکه‌های اجتماعی

در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی به تبلیغ برند، محصولات و خدمات شما در بسترهای مختلف شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، اینستاگرام، لینکدین و توئیتر پرداخته می‌شود. در زمان تولید محتوا، به مخاطبان خود فکر کنید. هیچ کس برای خرید به شبکه‌های اجتماعی وارد نمی‌شود، پس باید فکر کنید که چه محتوایی برای مخاطبان مفید، آموزنده، سرگرم‌کننده و یا جذاب است. محتوای منحصر به فرد شما باید به خوبی برای پلتفرم خاصی تهیه شده باشد که قصد دارید در آن‌جا منتشرش کنید. این‌گونه میزان دسترسی به پست خود را افزایش می‌دهید. 

 

بیشتر بخوانید: افزایش فروش شب عید با تبلیغات در شبکه های اجتماعی

بازاریابی ویدیویی

بازاریابی ویدیویی شامل شیوه‌ای است که در آن از بستر ویدیو برای مقاصد بازاریابی استفاده می‌شود. در این روش، ایده‌ی کلی این است که ویدیویی ساخته و آن را در شبکه‌های اجتماعی، یوتیوب و بسترهای دیگر منتشر می‌کنید تا آگاهی و دسترسی به برند خود را افزایش دهید. برخی از اپلیکیشن‌های بازاریابی ویدیویی، به تجزیه‌ و تحلیل کاربران، علایق و اولویت‌های آن‌ها بر اساس فعالیت‌هایشان نیز می‌پردازند. 

بازاریابی صوتی

در بازاریابی صوتی از امکانات جدیدی مثل بلندگوی هوشمند آمازون به نام الکسا و Google Home استفاده می‌شود تا در قالب پرسش‌های صوتی، علایق و نیازمندی‌های کاربران تشخیص داده شود. با استفاده از این نتایج، محتوای وب‌سایت‌ها بهینه می‌شوند. به جز این‌ها، قابلیت‌هایی مثل Alexa Skill و Google Action به تولیدکنندگان کمک می‌کند تا در بازاریابی صوتی خود خلاق‌تر باشند.

بازاریابی ایمیلی

بازاریابی ایمیلی برای آن دسته از کاربرانی است که انتخاب کرده‌اند مشترک ایمیلی شما باشند. پیام‌های ایمیلی می‌تواند شامل محتوای آموزشی، سرگرم‌کننده و یا تبلیغاتی باشد. هدف از این استراتژی عمیق‌تر کردن رابطه‌ی برند با مخاطبان خود از طریق ارسال پیام‌های شخصی‌سازی‌شده است. بر اساس همین ایده، می‌توان مخاطبان را به سوی محصولات جدید سوق داد و آن‌ها را در مسیر خرید همراهی کرد. 

در بازاریابی ایمیلی نباید به صورت تصادفی به افراد ایمیل دهید. شما تنها باید به آن دسته از مخاطبان ایمیل ارسال کنید، که توقع دریافت ایمیل را از شما دارند. همچنین همیشه هویت برندتان را در پیام‌های ایمیلی خود آشکار کنید. 

در این استراتژی، اولین چیزی که باید در ذهن داشته باشید، چگونگی ساختن لیست ایمیل‌هاست. این یعنی لیستی از مخاطبانی که ایمیل‌های شما برای آن‌ها ارسال می‌شود. معمول‌ترین مکانیسم برای ساختن لیست ایمیل، استفاده از فرم‌های جذب در بستر وب‌سایت شماست. معمولا وب‌سایت‌ها بخشی دارند که مخاطب از طریق آن با وارد کردن آدرس ایمیل خود، به لیست ایمیل شما اضافه شده و مشترک پیام‌های شما می‌شود. بعد شما به یک نرم‌افزار بازاریابی ایمیلی نیاز دارید تا پیام‌ها را فرستاده و با تعقیب و مدیریت آن‌ها، میزان تاثیرگذاری این استراتژی را مشخص کند. 

بازاریابی محاوره‌ای

بازاریابی محاوره‌ای به توانایی تعاملات یک‌ـ‌‌به‌‌ـ‌یک با مشتریان، از طریق کانال‌ها، کنفرانس‌ها، دیدارها و سایر شکل‌های اجتماعی اشاره دارد تا درباره‌ی تجربه‌ی آن‌ها از برند خود اطلاعات دقیقی حاصل کنید. این شبیه به لایو چت است اما در فضاهای تازه‌ای مثل تماس‌های تلفنی، پیام‌های موبایلی، پیام‌رسان فیس‌بوک و سایر بسترهای ممکن، توسعه یافته است. 

در شروع باید مشخص کنید که مخاطبان‌تان بیشتر در کدام کانال حضور دارند. قسمت چالش‌برانگیز این استراتژی، پاسخ دادن به مخاطبان در چندین کانال مختلف بدون وقفه‌ی زمانی، سوء برداشت کلامی و افت بهره‌وری است. در این زمینه نیز ابزارهای نرم‌افزاری مختلفی وجود دارند که به صاحبان کسب‌وکارها در مدیریت تعاملات خود کمک می‌کنند. 

بازاریابی اینفلوئنسری

هدف بازاریابی اینفلوئنسر ارتباط با جامعه‌ای از فالوئرهای از پیش موجود در یک شبکه‌ی اجتماعی خاص است. اینفلوئنسرها به عنوان متخصصین حوزه‌ی منتخب خود شناخته می‌شوند. این افراد بر روی گروه بزرگی از فالوئرهای خود، اثرگذارند و می‌توانند به ایجاد ارتباط شما با این گروه از خریداران منجر شوند. 

برای شروع کار با این استراتژی، ابتدا باید مفهوم بازاریابی اینفلوئنسری خود را بسازید. یعنی مشخص کنید که با کدام اینفلوئنسرها می‌خواهید کار کنید. بر اساس حوزه‌ی کاری هر اینفلوئنسر، انتخاب‌های خود را انجام می‌دهید. سپس المان‌هایی را در نظر می‌گیرید و بر اساس آن به دنبال اینفلوئنسر مناسب خود می‌گردید. این المان‌ها می‌توانند چیزهای مثل میزان فالوئرهای آن‌ها، سطح فعالیت افراد دنبال‌کننده و انرژی یا پیام کلی پروفایل فرد اینفلوئنسر باشد. 

بعد می‌توانید اینفلوئنسر مورد نظر را به شیوه‌های زیر پیدا کنید:

  • با جست‌وجوی دستی در شبکه‌های اجتماعی
  • با استفاده از یک پلتفرم مخصوص بازاریابی اینفلوئنسر
  •  با استخدام یک آژانس بازاریابی برای انجام تحقیقات و تماس با شما 

از این‌جا به بعد باید با فرد منتخب خود کاملا هماهنگ باشید و ببینید که آیا او انتخاب درستی بوده است یا نه. البته بهتر است به او در شیوه‌ی تبلیغات و ارتباطات با دنبال‌کننده‌های خود، آزادی عمل دهید.

بازاریابی شخصی‌سازی‌شده

در استراتژی بازاریابی شخصی‌سازی‌شده، از داده‌های فردی مصرف‌کنندگان برای ارائه‌ی شخصی‌شده‌ی پیام برند خود به آن‌ها استفاده می‌کنید. این روش نسبت به شیوه‌های بازاریابی برون‌سپار که در پی ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبان بودند، متفاوت است. در این استراتژی، به جای ارتباط یکسان با طیف گسترده‌ای از مخاطبان، سعی در ایجاد ارتباطی عمیق، در روشی یکتا با یک مشتری خاص هستید. برای این کار باید تجزیه و تحیل‌های خوبی از علاقه‌مندی‌ها، نیازها، اولویت‌ها و خریدهای مشتری صورت بگیرد و سناریوی ویژه‌ای برای ارتباط با او در نظر گرفته شود. در این روش، با داده‌های شخصی خریدار مثل نام و سابقه‌ی او نیز سروکار دارید. در این روش خریدار احساس خاص بودن می‌کند و خود را در دل گروه بزرگی از دنبال‌کنندگان برند، فرد متمایزی می‌یابد. 

بازاریابی برند

در بازاریابی برند، درک عمومی از برند شما شکل داده شده و با قدرت داستان‌گویی، خلاقیت، شوخ‌طبعی و الهام‌بخشی، یک ارتباط عاطفی با مخاطبان هدف شما ایجاد می‌شود. در این‌جا هدف این است که هویت برند خود را با احساسات مثبت و اثرات ذهنی عمیق پیوند دهید. 

برای شروع استراتژی بازاریابی برند، باید به خوبی شخصیت خریدار خود و چیزی که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند را ارزیابی کنید. شما همچنین باید جایگاه خود در بازار و چیزی که شما را از رقبایتان متمایز می‌سازد را در نظر بگیرید. بر این اساس می‌توانید ارزش‌های برند خود و شاخص‌های آن را شکل دهید که این برای خط روایی برندتان خوراک خوبی تهیه می‌کند. 

بازاریابی پنهان

در این روش، شرکت‌ها سعی می‌کنند با استفاده از چهره‌های معروف، سلبریتی‌ها، بازیگرها و اینفلوئنسرها، به طور ماهرانه و ظریفی به تبلیغ محصولات خود بپردازند. نکته این است که در بازاریابی پنهان، بازیگر به مخاطبان عنوان نمی‌کند که در حال انجام بازاریابی است. مثلا در برخی از فیلم‌ها، یک محصول خاص به صورتی ظاهرا تصادفی نمایش داده می‌شود. ممکن است مخاطب از هدف تبلیغاتی آن آگاه نشود اما پیامی که این استراتژی بازاریابی در خود دارد، به مخاطبان انتقال می‌یابد.

بازاریابی چریکی

بازاریابی چریکی، بازاریابی پارتیزانی یا گوریلا مارکتینگ، به یک استراتژی بهینه با بودجه‌ی کم اشاره دارد که در آن با قرار دادن هوشمندانه‌ی تبلیغات برند در فضاهای پرترافیک، سعی می‌کند به گروه زیادی از مخاطبان دسترسی یابد. تبلیغات در محیط‌های بیرون شهری، محیط‌های پرتردد درون شهری، هدف قرار دادن مکان‌هایی مثل ایستگاه‌های قطار و تبلیغ در هنگام اجرای رویدادهای زنده بدون کسب اجازه از اسپانسرها، از نمونه‌های بازاریابی چریکی هستند.

بازاریابی شراکتی

در این استراتژی، برند با شراکت یک برند دیگر، سعی در فروش محصولات یا معرفی خدمات خود در بین گروه تازه‌ای از مخاطبان دارد. در این شیوه، برندِ شریک محصولات برندِ اصلی را به مخاطبان خود ارائه می‌کند و در ازای فروش آن‌ها، سهمی از سود فروش به خود اختصاص می‌دهد.

 

بیشتر بخوانید: برای حفظ مشتری او را غافلگیر کنید!

 

بازاریابی محصول

بازاریابی محصول به شیوه‌ای اطلاق می‌شود که در آن تولیدکننده برای محصول تازه‌ی خود، تقاضا فراهم می‌کند. این شامل تصمیم‌گیری در مورد موقعیت و پیام‌رسانی محصول، راه‌اندازی محصول و اطمینان از درک فروشندگان و مشتریان از مزایا و ویژگی‌های آن است. این می‌تواند از طریق بسیاری از روش‌های بازاریابی که در این مطلب به آن‌ها اشاره شد، صورت گیرد. در این استراتژی تمرکز باید بر روی همان محصول باشد و نه شرکت تولیدکننده به عنوان یک سازمان کل.

بازاریابی مشتری

در این استراتژی، هدف رسیدن به مشتریان جدید نیست بلکه حفظ مشتریان فعلی است. برای این کار، برند به شکل‌های مختلفی سعی در خوشنود کردن مشتریان خود دارد. این کار می‌تواند با ارائه‌ی محصولات و خدمات ویژه، خدمات مشتریان و تخفیف‌های ویژه‌ای صورت گیرد. هدف نهایی این است که مشتری برند به یکی از طرفداران آن بدل شود و در مورد برند با دوستان خود صحبت کند. این یک استراتژی عالی است، چرا که کسب یک مشتری جدید برای پرهزینه‌تر از حفظ و تشویق مشتریان فعلی است. 

بازاریابی مشتری به بهبود مداوم تجربه مشتری – یا احساسی که پس از ارائه خدمات به مشتری بر جا می‌گذارید – متکی است. روش‌های ساده‌ای برای بهبود تجربه‌ی مشتری و در نتیجه بهره‌گیری از بازاریابی مشتری وجود دارد، مثلا از بین بردن اصطکاک در روند خدمات مشتری، ارائه‌ی دسترسی‌های خاص به مشتریان وفادار و استفاده از نرم افزار خدمات مشتری برای ارتباط مطلوب‌تر با مشتریان.

بازاریابی دهان به دهان (کلامی)

بازاریابی دهان به دهان زمانی اتفاق می‌افتد که یکی از مخاطبان، برند شما را به گروه اجتماعی خود پیشنهاد می‌دهد. مزیت این روش در قابل اعتماد بودن آن در نزد دیگران است. آن‌ها می‌دانند که فرد پیشنهاد دهنده، یک هوادار واقعی برند است و مثلا برای این کار استخدام نشده است. او به سادگی تجربه‌ی خاص خود از برند را با دیگران به اشتراک می‌گذارد و همین باعث اثرگذاری آن می‌شود. برای محقق کردن این شکل از بازاریابی، شما باید خدمات و محصولاتی با بهترین کیفیت و تجربه‌ای درجه یک را برای مشتری خود ممکن کنید. به بیانی دیگر، باید نیازهای مشتریان خود را پیش از اولویت‌های خود قرار دهید. تنها در این صورت است که مشتریان شما به عضوی از یک جامعه‌ی وفادار و پرشوق بدل می‌شوند که برند شما را به دوستان و خانواده‌ی خود پیشنهاد می‌دهند. 

بازاریابی رویداد

بازاریابی رویداد یا ایونت مارکتینگ به برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و اجرای رویدادهایی اشاره دارد که هدف از آن‌ها تبلیغ یک برند، محصولات و خدمات است. رویدادها می‌توانند به صورت حضوری و یا آنلاین برگزار شوند و شرکت‌ها می‌توانند خود به میزبانی رویدادها بپردازند، در یک رویداد مشترک شرکت کنند و یا به عنوان اسپانسر در رویدادها حضور یابند. 

بسیاری از سازمان‌ها از تجربه‌ی منحصر به فرد خود در صنعت استفاده می‌کنند تا با برگزاری جلسات اطلاعات‌بخش مفید، به تقویت جایگاه برند خود و افزایش اعتبار آن در میان مخاطبان بپردازند. همراه با این استراتژی و یا در پایان رویداد، می‌تواند یک برنامه‌ یا Pitch تجاری وجود داشته باشد که شرکت‌کنندگان علاقه‌مند را ترغیب به خرید کند. 

بازاریابی تجربی

بازاریابی تجربی شامل رویدادها، تجربیات و تعاملات حضوری است که روابط عاطفی پایداری را بین یک برند و مخاطبان هدف ایجاد می‌کند. بازاریابی تجربی، بازاریابی رویداد را با هدف جادویی کردن تجربه برای شرکت‌کنندگان، با ارائه‌ی چیزی که پس از اتمام رویداد می‌توانند با خود به همراه ببرند، یک قدم جلوتر می‌برد. برخی از سازمان‌ها سعی می‌کنند در رویدادهایشان تا آن‌جا که می‌شود به شرکت‌کنندگان خوش بگذرد. آن‌ها نمی‌خواهند رویدادشان مثل یک کنفرانس معمولی به نظر برسد. پس آن را به یک تجربه‌ی خاص‌تر بدل می‌کنند. 

بازاریابی تعاملی

بازاریابی تعاملی نوعی بازاریابی نوآورانه است که مخاطبان شما می‌توانند با تصاویر یا فیلم‌های جذاب خود در محتوای شما دخیل شوند. این شکل جدید بازاریابی، نیروی خلاقه‌ی شما را آزاد می‌کند و به نوبه‌ی خود به شما امکان می‌دهد داستان‌های جذاب‌تری تعریف کنید و آن را به عنوان یکی از بهترین راه‌ها برای جلب توجه مخاطب خود قرار دهید. نمونه‌هایی از بازاریابی تعاملی شامل فیلم‌های صحنه‌گسترده (۳۶۰ درجه) و اینفوگرافیک‌های تعاملی است.

بازاریابی جهانی

بازاریابی چند‌ـ‌فرهنگی به ترتیب و اجرای یک کمپین بازاریابی گفته می‌شود که در آن افراد با قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف، به عنوان مخاطبان اصلی یک برند تجاری گرد هم قرار می‌گیرند. این نه‌تنها به شما کمک می‌کند با گروه‌هایی از اقلیت ارتباط برقرار کرده و با آن‌ها هم‌راستا شوید، بلکه باعث می‌شود نشان دهید که اقوام و فرهنگ آن‌ها را نیز به رسمیت می‌شناسید. همچنین این رویکردِ چندـ‌فرهنگی به گروه‌های اکثریت کمک می‌کند دریابند که جوامع بیشتر کشورها فرهنگ‌های متنوعی را دربر می‌گیرد و تحت سلطه‌ی یک قوم یا فرهنگ اکثریت نیست.

بازاریابی آموزنده

در بازاریابی آموزنده یا اطلاعات‌بخش، پیامی که برند شما به دست مخاطبان می‌رساند، بیشتر بر پایه‌ی حقایق و فکت‌های موجود است و کمتر با احساسات مخاطبان درگیر می‌شود. در این تاکتیک بر ویژگی‌های محصولات شما و راه‌کارهایی که آن‌ها برای حل مشکلات مصرف‌کنندگان در خود دارند، تاکید می‌شود. گرچه این شیوه بر فکت‌ها، اعداد و حقایق برای ترغیب مصرف‌کنندگان تکیه دارد، اما در روشی گیرا و جذاب ارائه می‌شود.

بازاریابی اقناعی

بازاریابی اقناعی بیشتر به احساسات و کمتر به واقعیت‌ها توجه دارد. در این روش، هدف این است که مخاطب چیزی را احساس کند، این احساسات را با یک برند تجاری پیوند دهد و دست به عمل دلخواه بزند.

بازاریابی بحث‌برانگیز

بازاریابی بحث‌برانگیز به دنبال قطبی‌سازی جامعه‌ی مخاطبان نیست. در این شیوه، با جلب توجه مخاطبان، یک نظر صریح ارائه می‌شود. برند از آن برای ایجاد گفت‌وگوهای سازنده درباره‌ی برخی از ارزش‌های اخلاقی استفاده می‌کند. در سال‌های اخیر، هر موضع‌گیری در مورد موضوعات حساس اجتماعی را می‌توان به عنوان بازاریابی بحث‌برانگیز شمرد. اگرچه ممکن است مشتری‌های بالقوه‌ای که با شما هم‌نظر نیستند از برند دور شوند اما مخاطبانی که با شما موافق اند، بیشتر به برند شما متعهد خواهند شد و به دلیل همسو شدن با جهان‌بینی آن‌ها، پیام شما را تبلیغ می‌کنند.